تبليغاتX
::. دنیای بی وفا .::

دنیای بی وفا

: درباره وبلاگ

 

سلام به وبلاگ خودتون خوش امدین اسم من کامران به غول بچه محل ها بچه خوب و سر بزیر هستم ولی کمی شیطون و بازیگوش کامران دوست داره با تمام بچه باحال های دنیای اینترنت آشنا بشه به همین دلیل این وبلاگ رو برای شما ساخته تا نظر های نازتون رو ببینم.


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385

 

: پیوندها

 

عشق من
دوستت دارم عشق من
مريم پاييزي
سارا و نيما
نميدونم همه جوره
كامران و هومن
همه جوره
نازي
عشرف مخلوقات
لحظه های تنهایی
آشقانه ها بیاین داخل
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
jokjokjokjok

1-یک ایرانی و یک آمریکایی قرار گذاشتند به تعداد روزهای تعطیل کشور خود به دیگری پس گردنی بزنند!! آمریکایی اول شروع کرد و همینطور که میزد می گفت: - تولد عیسی, ژانویه, وفات عیسی, عید پک و تعطیلاتش تمام شد و حالا نوبت ایرانی رسید:
- تولد امام اول, دوم, سوم .... دوازده ام و شروع کرد به نام بردن تمام پیغمبرها و تولد و وفات شان در حالیکه آمریکایی داشت از درد فرار میکرد, فریاد زد - کجا در میری؟ هنوز سه ماه تعطیلی موند!!!


- عربه با دو تا خیار در دست میره توی یک بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولک بی زحمت این دوتا رو هم بشور!


3- ترکه شاکی میره ثبت‌احوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایست، باید حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟ ترکه میگه: اصغرِ ان‌چهره! کارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش کنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟ ترکه میگه: اکبرِ ان‌چهره!


4- ترکه پرتقال خونی میخوره، ایدز میگیره!


5- از ترکه میپرسن: میدونی USA مخفف چیه؟ میگه: یوم‌الله سیزده آبان!


6- ترکه رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. ترکه یوخده فکر میکنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟!


7- ترکه ساعت سه نصفِ شب زنگ میزنه صدا و سیما، میگه: ببخشید آقا به نظرِ شما الان مسئول مملکت خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی احتمالاً باید خواب باشن. ترکه میگه: معذرت میخوام؛ ولی آقای رئیس جمهور چی، ایشون هم خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی یحتمل ایشون هم خواب باشن. ترکه میگه: ببخشید ولی آقای وزیر چی؟ یارو میگه: احتمالاً ایشون هم خواب هستن، چطور؟ ترکه میگه: پس دمت گرم حالا که همه اینا خوابن یه شو هندی بذار حال کنیم!


9- ترکه تصادف میکنه، ملت علاف میریزن دورش و شروع میکنن نظر کارشناسی دادن. بالاخره بعد یک مدت افسر راهنمایی میاد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه خودشون چرت و پرت میگفتن که صدای افسره به جایی نمیرسیده. ترکه شاکی میشه، داد میزنه: ساکت.. ساکت... یلده دیگه اینجا کسی جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!


10- ترکه میرسه سر یک صحنة تصادف، از یکی میپرسه: ببخشید قربان، اینجا چه خبره؟ یارو هم میگه: هیچی آقا، این بدبخت گوزپیچ شده! ترکه میره تو فکر، بعد یک مدت یک بنده خدای دیگه میاد از ترکه میپرسه: ببخشید اینجا چی شده؟ ترکه میگه: یلده منم خوب نفهمیدم، نمیدونم این بابا پیچیدیه گوزیده، گوزیده پیچیده، سر پیچ گوزیده؟!


11- ترکه زنگ میزنه فلسطین، میبینه اشغاله!


13- ترکه سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته‌: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیه‌ها! حالا 11 نفر دیگه از کجا بیارم؟!


14- ترکه میمیره، باباش رضایت نمیده!


15- از ترکه میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟ ترکه میگه: یلده چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی!


16- لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محکم میکشیده رو هم، ازش میپرسن: چرا اینقدر محکم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم که هیچ گوزی نتنِه باطلش کنه!


17- ترکه میگوزه، دنبال پوکش مي‌گرده!


18- از ترکه میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا اینا که 4تاست؟ ترکه انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست!


19- لره داروخونه داشته، یک روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید! خلاصه بعد یک مدت یک بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسک‌کش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسک سر گرفته. لره میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید. هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازاین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن! یارو کف میکنه، میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا مي‌کشیمشون! لره میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشِه!


20- آبادانیه میخواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت میشه شلوارش رو پشت و رو میپوشه و با عجله میدوه تو خیابون، یهو یک ماشین میاد میزنه درازش میکنه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، میگه: طوریت که نشده؟ آبادانیه یک نگاه به سر تا پاش میکنه، چشمش میافته به شلوارش، میگه: چی چیو طوری نشده، ولک زدی حسابی پیچوندی!


21- میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین!


22- به ترکه میگن: بچه کجائی؟ میگه بچه U.S.A.! ملت هم کف میکنن میگن آخه چطور ممکنه؟ ترکه میگه: یلده بچهة یونجه‌زارهی سرسبزِ آذر بیجانم!


23- ترکه داشته جلو دو سه تا دختر افه میومده، یهو تلنگش در میره. واسه اینکه ضایع نشه، دستشو میگذاره بغل دهنش، داد میزنه: گـــــــوزیـــــــه... گوووووز!


24- آرداواس بعد بیست سال از آمریکا برمیگرده ایران و یک ساندویچ فروش میزنه. روز اول، ترکه میاد میگه: قربون دستت، یک ساندویچ سوسیس بده. آرداواس که هنوز خوب از حال و هوای دیار کفر درنیومده بوده، میپرسه: "تو گو" بدم؟ ترکه شاکی میشه، میگه: نه مرتیکه، تو نون بده!


25- به ترکه میگن: کجا داری میری؟ میگه: دارم برمیگردم!


26- ترکه تو یک شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یکجا کوه ریزش کرده، یک قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. رانندة قطاره هم که آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین که قطار واستاد، ترکه یک نارنجک درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن! خلاصه ترکه رو میگیرن میبیرن بازجویی، اونجا بازجوه بهش میتوپه که: مرتیکة خر! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجک انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! ترکه میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداکار و حسین فهمیده رو قاطی میکردم!


27- دو تا چسه داشتن باهم بازی میکردن، یک گوزه میاد بهشون میگه: منم بازی میدین؟ چسا میگن: تُچ! گوزه ناراحت میشه، میگه: آخه چرا؟ چسا میگن: آخه مامانمون گفته بی سر و صدا بازی کنیم!


28- ترکه کلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن!


29- بعد از عمری داریوش میاد ایرن، اجرا زنده میگذاره تو استادیوم آزادی. خلاصه دیگه ملت داشتن خودشون رو خفه میکردن، داریوش هم میاد خیی حال بده، از ملت میپرسه: چی میخواین براتون بخونم؟ یک ترکه ازون پشت داد میزنه: اِبی بـخـــون.. اِبی بـخـون!


30- از ترکه میپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: هفت تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا ین که فقط یکیه! میگه: آخه دادم mp3ش کردن!


31- ترکه میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن که: جواب برج ایفله، فقط تو زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، ترکه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. ترکه میگه:...ها! پس حتماٌ برج ایفله!


32- ترکه میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن که: جواب خیاره، فقط تو زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، ترکه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. ترکه میگه: بابا این عجب خیار گنده‌یه!


33- ترکه میخواسته تو یک ادارة دولتی استخدام شه، میبرنش گزینش. اونجا یارو ازش میپرسه: شما وقتی میخوین وارد مستراح شید، با پای راست وارد میشید یا با پای چپ؟! ترکه هول میشه، میگه: یلده شما منو استخدام کنید، من با سر وارد میشم!


34- عملیه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حیاط واسه خودش بساط میزونی جور کرده بوده و تو حال بوده، که یهو یک توپ از آسمون میاد میزنه بساط منقل و وافورش رو به گند میکشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همینجوری هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرین میفرستاده، که یهو صدای زنگ در بلند میشه و حالا زنگ نزن کی زنگ بزن! جناب عملی با هزار بدبختی، خودشو میرسونه دم در، میبینه پشت در یک بچه ده-یازده ساله واستاده، هی داد میزنه: توپم...توپم! یارو خیلی شاکی میشه، میگه: ای بی ظرفیت! بابا خوب منم توپم... دیگه نمیام کاسه کوزه مردم رو بهم بزنم که!


35- ماشین ترکه رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آی دزد! بگیـــرینش! یهو ترکه داد میزنه: هیچ خودشو ناراحت نکنید.. هیچ غلطی نمیتونه بکنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟ ترکه میگه: یلده من شمارشو برداشتم!


36- ترکه میافته تو چاه، فامیلاش سند میگذارن درش میارن!


37- ترکه میره قنادی، میگه: ببخشید کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو میگه: نخیر نداریم. فردا دوباره ترکه میاد، میپرسه: شرمنده، کیک هفتاد طبقه دارید؟ باز قناده میگه: نخیر نداریم. خلاصه یک هفته تمام هر روز کار ترکه ین بوده که بیاد سراغ کیک هفتاد طبقه بگیره و قناده هم هرروز جواب میداده که نداریم. آخر هفته قناده با خودش میگه: این بابا که مشتری پایس... بگذار یک کیک هفتاد طبقه براش بپزیم، یک پول خوبی هم شب جمعه‌ی بزنیم به جیب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو میگذاره یک کیک خوشگل هفتاد طبقه ردیف میکنه. شنبه اول صبح ترکه میاد، میپرسه: ببخشید، کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو با لبخند بر لب میگه: بعله که داریم، خوبشم داریم! ترکه میگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بیست چهارمش به ما بده!


38- پرچم عربستان رو به ترکه نشون میدن، ازش میپرسن: این پرچم کجاست؟ ترکه یوخده فکر میکنه، میگه: پرچم اسپانیا! ملت جا میخورن، میگن: آخه چرا اسپانیا؟! ترکه میگه: یلده خودتون نگاه کنید، روش نوشته: الاله‌لاله‌لالا!


39- ترکه سوار هواپیما میشه، میشینه کنار دست یک پیرمرده. خلاصه سر صحبت باز میشه و این دوتا نسبتاٌ با هم رفیق میشن. وسطی راه، یک مهمون داره میاد از پیرمرده میپرسه، پدر شما شکلات میل دارید؟ پیرمرده میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم. مهمون داره از ترکه میپرسه: شما چی؟ ترکه میاد تریپ رفاقت بگذاره، میگه: نه مرسی. این رفیقمون بواسیر داره، باهم میخوریم!


40- ترکه کارت تلفن میخره، عجالتاً اول میده پرسش کنن!


41- یه پیرمرده و یه پیرزنه و یه پسره و یه دختره تو یه کوپه قطار با هم بودن،‌ قطار میره تو تونل و همه جا تاریک میشه،‌ یهو یه صدای ماچ و بعد هم یه صدای کشیده میاد! قطار از تونل میاد بیرون همه نشسته بودن سر جاشون. پیرزنه با خودش میگه: عجب دختر متین و باحیاییه! با اینکه جوونه و دلش میخواد ولی به کسی راه نمیده، تا یارو بوسیدش گذاشت زیر گوشش! دختره با خودش میگه: عجب پیرزنه نجیبیه! با اینکه سنش بالاست و کسی تحویلش نمیگیره، بازم نمیذاره کسی ازش سوء استفاده کنه. پیرمرده هم با خودش میگه:‌ بابا عجب بدبختیه‌ها! یکی دیگه حالش رو میکنه ما کشیده رو مي‌خوریم! پسره هم با خودش میگه: چه حالی میده آدم کف دستش رو ببوسه محکم بزنه تو گوش بغلی!


- به عربه میگن تا حالا موز خوردی؟ میگه: آره ولک، همون که هستش یک وجبه؟!


43- یارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت میرفته، افسره جلوشو میگیره، بهش میگه: شما گواهینامه دارین؟ یارو میگه نخیر! میگه: کارت ماشین چی؟ مرده میگه: دارم ولی مال خودم نیست، مال اون بدبختیه که جسدش تو صندوق عقبه! افسره کف میکنه، میره سریع به مافوقش گذارش میده. خلاصه بعد از یک ربع سرهنگ مافوقش میاد، از مرده میپرسه: آقا شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین؟! یارو میگه: چرا قربان، بفرمایین! دست میکنه از تو داشبرد گواهینامه و کارت ماشین رو درمیاره، میده خدمت سرهنگ. سرهنگه میگه: مي‌تونم صندوق عقب ماشینتونو بازرسی کنم؟ یارو میگه: خواهش میکنم، بفرمایید. سرهنگه میره در صندوق عقب رو باز میکنه، میبینه اونجا هم خبری نیست. برمیگرده به مرده میگه: ولی زیردست من گزارش داده که شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین و یه جسد هم تو صندوق عقب ماشینتونه! یارو میگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون که مشاهده کردین. به خدا این افسره عقده‌یه! دوست داره بیخودی به ملت گیر بده! لابد بعدشم گفته که من داشتم 180 تا سرعت مي‌رفتم!


44- به ترکه میگن یه معما بگو،‌ میگه: اون چیه که درازه،‌ زرده، موزه؟!


45- یه هواپیما تو قبرستون تبریز سقوط میکنه، فردا رادیو تبریز میگه: شب گذشته یک فروند هواپیمای توپولوف در حومة شهر تبریز سقوط کرده و تا این لحظه 34513 جسد کشف شده! عملیات برای یافتن اجساد بقیه قربانیان همچنان ادامه دارد!


46- از عربه نوار مغزی میگیرند، میبینند بیست دقیقه اولش خالیه!


- سه تا پسره با هم کل گذاشته بودن، اولی میگه: بابای من مهم‌ترین آدم مملکته. دوتای دیگه میپرسن: مگه بابات چیکارس؟ میگه: بابای من رئیس‌جمهوره. هر قانونی که بخواد گذاشته بشه رو باید اول بابی من امضا کنه. دومی میگه: برو بابا حال نداری. بابی من عمری پوز بابی تورو میزنه! اولیه میگه: مگه بابات چیکارس؟ پسره میگه: بابای من نماینده مجلسه.. تا بابای من رای نده، عمری قانونی بابای تو تصویب نمیشن. سومی برمیگرده میگه: باباهای شما جلوی بابای من پشم هم نیستن! اون دو تا میپرسن: مگه بابات چیکارس؟ پسره میگه: بابای من پاسبونه... جلوی خیابون وامیسته، پونصدتومن میگیره، میشاشه به قانون باباهی هردوتون!


48- ترکه میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی ترکه قاط زده بوده، یک بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چیی تعارف کنه، ترکه میگه: دست شما درد نکنه آآهو خانوم! دختره شاکی میشه، میگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.ترکه میگه: ای بابا فرقی نداره... حیوون حیوونه دیگه!


49- ترکه سنگ مینداخته تو صندوق صدقات، ازش میپرسن: بابا این چه کاریه میکنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه کمک کنم!


50- دو تا کرم آبادانی تو روده یک بدبختی زندگی مي‌کردن، یک روز یکیشون بیدار میشه، میبینه دومی با کت شلوار و کروات و عینک آفتابی و کیف سامسونت داره آخر روده قدم میرنه. .ازش میپرسه: تیپ زدی، با کسی قرار داری؟! دومی میگه: نه ولک, با گه بعدی پرواز دارم!


51- میخواستن الهی قمشه‌ی رو ترور کنند، تو سشوارش بمب میگذارن!


52- تو تبریز حکومت نظامی بوده، یارو سروانه به سربازش میگه که تو اینجا کشیک بده، از هفت شب به بعد هرکسی رو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش که تموم میشه، تا میاد بره سوار ماشینش شه، میبینه صدای گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازه زده یک بدبختی رو کشته! داد میزنه: احمق! الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه میگه: یلده قربان این یک آآدرسی پرسید که عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش نمیکرد!


53- به آبادانیه خبر میدن که بابات مرده، میگه: آخ جون... از فردا تریپ مشکی!


54- به ترکه میگن: میدونی امام حسین کجا دفن شده؟ میگه: نه. میگن: کربلا. میگه: ای خوشا به سعادتش!


55- یارو میره تو یک قهوه‌خونه، به قهوه‌چی میگه: داش حال میکنی یک جک عربی بگم؟! قهوه‌چیه میگه: ببین ولک، من خودم عربم، این یارو هم که کنار دستت نشسته هم عربه، در ضمن قهرمان کشتیه. اونی که رو میز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز میخوای جک عربی تعریف کنی؟! یارو میگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضیح بدم چی شد!


56- سه تا ترکه رفته بودن ایستگاه راه‌آهن، تا میرسن تو یهو قطار حرکت میکنه، اینها هم میگذارن دنبال قطار حالا ندو کی بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختی، یکیشون میرسه به قطار و میپره بالا و دستشو دراز میکنه دومی رو هم سوار میکنه، ولی سومی بندة خدا هرچی میدوه نمیرسه. خلاصه خسته و کوفته برمیگرده تو ایستگاه، یک بابایی بهش میگه: آقاجان چرا اینقدر خودتونو خسته کردید؟ قطار بعدی نیم ساعت دیگه حرکت میکنه، وامیستادید با اون میرفتید. ترکه نفس زنان میگه: یلده منم نمیدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفیقام اومده بودن بدرقم!


57- ترکه میره زیر ماشین، رفقاش با دمپایی میزنن درش میارن!


58- یک شب تلوزبون فیلم سینمیی خانه کوچک رو گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلوزیون رو خاموش میکنند، میرن میخوابن!


59- یک سری از دانشمندا داشتن روی مغز آدم تحقیق میکردند، یک ریاضی دان را انتخاب مي‌کنند و بهش میگن از یک تا پنج بشمر، اون هم سریع شروع میکنه به شمردن: یک..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحیش میکنند و نصف مغزش را در میارن، و دوباره میگن بشمر، اینبار یکم کندتر میشمره: یک...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحی میکنند و یک چهارم دیگش را در میارن و میگن بشمر، یارو آروم آروم میشمره: یک...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاکی میشن، این سری جراحی میکنند، کل مغز یارو رو درمیارن! وقتی بهوش میاد، بهش میگن بشمر، یارو میگه: بیر...یکی...اوچ...دورد...بش....التی....یدی!


60- ترکه و لره رفته بودن شکار، ترکه از دور یک شیر میبینه، نشونه میگیره میزنه... تیرش خطا میره و میخوره به دم شیره. شیره هم شاکی میشه، میدوه طرفشون که سرویسش کنه. ترکه جنگی میره بالای درخت، میبینه لره همینجور اون پایین واستاده، بهش میگه: بابا بیا بالا، الان میاد دهنتو سرویس میکنه. لره یک نگاهی بهش میکنه، میگه: برو گیتو بخور! مگه من زدم؟!


| +| نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386 توسط کامی  |   |  ارسال به دوستان
 
این روزها ، انسان قیمت همه چیز را می داند ، ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند . اسکار وایلد

دوست دختر تركه واسش پي ام ميذاره شب بيا خونمون خاليه ، تركه خوشش مياد سند تو آل ميکنهrolling on the floor


همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند..به جز مداد سفيد..هيچ کسي به او کار نمي داد..همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}..يک شب که مداد رنگي ها..توي سياهي کاغذ گم شده بودند..مداد سفيد تا صبح کار کرد..ماه کشيد..مهتاب کشيد..و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي..جاي خالي او..با هيچ رنگي پر نشد
sad


يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه ! اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست

هيچ وقت نذار هر رهگذري که رد ميشه رو دلت يادگاري بنويسه چون بعدا پاک کردنش خيلي سخته

سكوت مي كنم. سكوتم رضايت نيست حجمي بزرگ از فرياد است كه بستري براي حضور نيافته

مجبور نیستی سریعتر از کوسه ای که دنبالته شنا کنی. فقط کافیه از نفر کناریت سریعتر باشی

دلم گرفته از ادمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن،از ادمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون ماله تو نیستن،از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی افتاب میشه همه چیز یادشون میره

ما اين قدر خود دوست هستيم كه وقتي مي بينيم بر كسي مصيبتي ، بيماري ، فقري ،... وارد مي شود نخستين واكنش رواني كه ما نا آگاهانه داريم ، اين است كه پيش خود مي گوييم " باز خوب است كه اين مصيبت بر من فرو نيامد

باید خریدارم شوی تا من خریدار شوم از جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم من نیستم چون دیگران بزیچه ی بازیگران اول به دام آرم تو را،آنگه گرفتارت شوم

تو بارانی من باران پرستم تو دریائی من اواج تو هستم اگر روزی به پرسی باز گویم تو من هستی و من نقش تو هستم

ماه به خورشيد ميگه اين آدمها چه بي جنبه اند، خودشون هر شب مي افتند رو هم ماچيزي ، نميگيم،ولي ما سالي يكبار كه رو هم مي افتيم همه با دوربين نگاهمون ميكنند
oh go on

ترکه داشته يكي رو بدجور ميزده و هي داد ميزده كمك كمك! بهش ميگن بابا تو كه داري اينو مي زني، تو چرا كمك مي‌خواي؟ ميگه آخه اين گفته اگه بلند شم لهت مي كنم

دو چيز را فراموش نكن: ياد خدا و ياد مرگ.دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تودر حق ديگران چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع ، دلت را سردر نماز .چشمت در خانه ي دوست

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد اون بگه که هرگز نميخواد تو رو ببينه

از کسی که دوسش داری ساده نگذر چون ممکنه دیگه کسی رو مثل اون دوست نداشته باشی.واز کسی که تورو دوست داره بی تفاوت عبور نکن چون ممکنه دیگه کسی تو رومثل اون دوست نداشته باشه


خون که قرمزه رنگ عشقه .....اشک که بی رنگه درد عشقه

ازش پرسيدم چقدر دوستم داري گفت به اندازي شکوفهاي بهاري و چه راست مي گفت چون شکوفهاي بهاري مهمون دو روزه هستند

از کسی که دوسش داری ساده نگذر چون ممکنه دیگه کسی رو مثل اون دوست نداشته باشی.واز کسی که تورو دوست داره بی تفاوت عبور نکن چون ممکنه دیگه کسی تو رومثل اون دوست نداشته باشه

بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست

نفست را به باد بسپار تا عطر خوشه لبانت را در هوايه ابريه عشقم به ساحله دلم برساند تا باز دوباره مزه ي عشقي سوزان را در كنار اين ساحله بي پايان و دريايه خروشان بر خاطرم داغ زند آفروديت

خانم ها مثل فلز ياب هستند هر وقت كه از جلوي مغازه ي طلا فروشي مي گذرن واكنش نشون مي دن
tongue

 

 

تیکه ی جدید پسرها به دخترها: این روزها همه از من شماره می خواهند شما چطور

 

وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقشون پر عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه که نميتوني عکسشو به ديوار بزني

انگاه كه با دستانت واژه ي عشق را بر قلبم مي نوشتي سواد نداشتم اما به دستان تو اعتماد داشتم حالا سواد دارم اما ديگر به چشمانم هم اعتماد ندارم

گر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد

بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش، پس مواظب خودت باش

گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق توولي فاصله اي نيست گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تودر خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست

ديدم كه تو دريايي و من رود شدم در وسعت چشمان تو محدود شدم آن روز كه در آتش عشق افتادم سر سبز تر از آتش نمرود شدم

دوست واقعی مانند تاکسی میمونه که تو روزای بارونی کمیاب میشه

از يه ديونه ميپرسن چرا ديونه شدي ميگه من يه زن گرفتم كه يه دختر 18 ساله داشت دختر زنم با بابام ازدواج كرد پس زنم مادر زن پدر شوهرش شد دختر زن من پسري زاييد كه داداش من ونوه زنم بود پس نوه منم بود پس من پدر بزگ داداشم شدم زن

من يک ليوان چاي داغ را به تو ترجيح ميدهم چون چاي فقط زبانم را ميسوزونه ولي تو دلمو ميسوزوني...

معادله جالب: از سن خودت 20 سال کم کن. باقيمانده رو با 7 جمع کن. اگه عدد زوج بود با 1 جمع و اگه فرد بود از يک کم کن. اگه رنگ تيره رو دوس داري ضرب در 3 کن واگه رنگ روشن رو دوس داري ضربدر 3.5 کن. نتيجه نهايي رو ول کن . حال خودت چطوره

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت ؟جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم

رشتي نصفه شب بلند ميشه آب مي خوره ميگه: سلام بر حسين يه نفر از زير تخت ميگه : سلام عباس آقا

ازترکه مي‌پرسن: پارسال روز زن چه كادويي به زنت دادي؟ ميگه: بردمش كيش. ميگن: اي ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چيكار مي‌كني؟ ميگه: ميرم ميارمش

یكی آزمايش ايدز ميده، جواب مثبت بوده، ميگه: عجب دوره و زمونه‌اي شده، آدم به دستاي خودش هم نميتونه اعتماد كنه

دروغ پسرانه : 1. خيلي ميخوامت(ماشاالله پسرها همه رو ميخوان) ?.هميشه به يادتم(مخصوصا موقع لالا) ?.تا اخرش با هاتم(ولي از يه نوع ديگش) ?.غير تو به هيچکسي فکر نميکنم(اره جون عمت) ?.من بهت اعتماد کامل دارم(مخصوصا در حين تلفن پشت خطي داشته باشي) ?.تا حالا با هيچ دختري انقدر صميمي نبودم(به جز خواهرم) ?.دوستت دارم(دروغ سال ??)(که مد شده

يه گنجشكه با موتور تصادف ميكنه از هوش ميره ،وقتي به هوش مياد ميبينه تو قفسه ،تو سرش ميكوبه ميگه بيچاره شدم ،موتوريرو كشتم .

الهي مورچه گازت بگيره شامپو بره تو چشمات مگس بره تو گوشت اگه قراموشم کني!!!!!

خروس و خر و سگ تصميم گرفتند از ايران فرار كنند. وقتي علت فرارشون رو پرسيدند، خروس گفت: اينقدر ساعت عقب و جلو ميشه كه نميدونم كي بايد بخونم! سگ گفت: نفهميدم، من بايد بگيرم، 110 بايد بگيره، بسيج بايد بگيره! خر گفت: توي اين مملكت، نفهميدم من خرم، تركا خرن، لرا خرن

عبارت «کلاه سرت گذاشتن تا زانو» یعنی چه؟ الف) فروش پراید دوگانه سوز بدون مخزن. ب) قول تحویل ال نود تا پس فردا. ج) تحویل پژو جي ال ايكس با یک مأمور آتش نشانی در صندوق عقب. د) من مادرم مریضه، کارت سوختتو بده، چند لیتر بنزین بزنم! هـ) سهمیه‌بندی لغو شد، باکتو پرکن

در ادامه ي طرح امنيت اجتماعي،حوزه ي علميه قم اعلام کرد:براي تسريع در شرعي شدن روابط دختران و پسران،طرح آخوند نا محسوس اجرا مي شود

تركه داشت اظهار نظر ميكرد: اين جلال آل احمد كه هي ازش تعريف ميكنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره. يكي گفت: بوف كور كه مال صادق هدايته! تركه گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت براش نوشته!؟

لره با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از ۲ سال حل كردم . دوستش ميگه: ؟ می گم 2 سال زیاد نیست : نه بابا رو جعبه اش نوشته 4 تا 7 سال

قدرت ديد خانومها :يه تار مو را روي كت شوهرشون مي بينند اما چراغ تير برق كوچه شون را هنگام ‏رانندگي نمي بينند

بوسه اختراع طبيعت است براي هنگامي كه كلام قادر به بيان احساسات نيست

می دونی من دوست دارم، من عاشقتم، من برات می میرم، می خوام ببوسمت....... رو هم دیگه چند تا میم داره؟؟؟؟؟

تركه ميره بانك وام بگيره، ضامن نداشته، منفجر مي شه

تركه ميره مكه؛ وقتي برمي گرده رفقاش ميپرسن: تعريف كن چجوريا بود؟ تركه ميگه: خدا كه خانه نبود، ملت همه تو حياط ولو بودن !!!

ثمره عمر آدمي يك نفس است و آن نفس از براي يك همنفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يك نفس از براي عمري بس است

مي دوني كي مي فهمي دنيا دو روزه ؟ وقتي اوني كه دوستت داره بهت مي گه تا آخر دنيا باهاتم

بيمار خنده هاي تو ام ؛ بيـــــــــــــــــــشتر بخند خورشيد آرزوي مني ؛ گرمـــــــــــــــــــــتر بتاب

اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو نشنيدمش... اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزيد به خودت دروغ نگو دوستش داري

آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم ... آن زمان که دوستمان دارند لجبازی ميکنيم ... ... و بعد ... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم

نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني . عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم

اگر ديدي مردي را به سوي زندان مي برند ، در دل خويش بگو : چه بسا او از زنداني تنگ و باريكتر مي گريزد .و اگر مستي را ديدي با خود بگو :كسي چه مي داند ، چه بسا او مست شده تا چيزي زشت تر از مستي را ترك گويد

لره تلويزيون رو روشن ميكنه. كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3: قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. كانال 6: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه

ميگن خدا به اندازه دل هر کس بهش نعمت ميده .. پس دل تو بايد خيلي بزرگ باشه که خدا من رو بهت داده

شکسپير مي گويد بدترين گناه اين است که به کسي که تو را راستگومي پندارد دروغ بگويي

ترکه داشته با يه خره تخته نرد بازي ميکرده بهش ميگن چرا داري با خر بازي ميکني ترکه ميگه : همچينم خر نيست , دو هيچ جلو ههِ

 

| +| نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386 توسط کامی  |   |  ارسال به دوستان
 
آخرین کلمات
آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخه‌سوار: نخير تقدم با منه!
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!
آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...
آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلرانی: پس مکانيکه ميدونه که با دوست دخترش...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده...
آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط کامی  |   |  ارسال به دوستان
 
عکس خنده دار

| +| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 توسط کامی  |   |  ارسال به دوستان
 
اس ام اس جدید

party سلام بچه ها يه خبر فوري: بالاخره من هم زن گرفتم... يه هم زن برقي!droolingbig grin

 

دوست دارم زندگي مانند سفري باشد، همسفرم همسري خوب و مهربان باشد، مناظر زيباي جاده خاطرات قشنگ زندگي باشد، و اگر قرار است مرگ مقصد ما باشد، دوست دارم که زيبا و با هم باشد...
اما چه سود چند کيلومتري بيشتر نمي تونيم بريم، چون کارت سوختمون تموم شد!
hee hee

تو جیغ زدی ویغ زدی جادو بودی دود شدی بالا رفتی تار شدی پایین اومدی پود شدی پیر شدی گریه شدی جوون شدی خنده شدی خان شدی بنده شدی خروس سرکنده شدی میوه شدی هسته شدی امید شدی یاس شدی ستاره نحس شدی ... خلاصه آدم نشدی !

دوستت دارم قد یه بشكه بنزین، خاطرخواتم قد یه پمپ بنزین، روز تولد تو بهترینم، هدیه بهت میدم یه كارت بنزین!pig
 

مخصوص نيمه شب: مي دونم خوابي عزيزم. ولي من از دوري و دلتنگي تو خوابم نمي بره، مطمئنم اگه مي دونستي من به خاطر تو نخوابيدم تو هم نمي خوابيدي!feeling beat up
 


هر وقت دلت واسم تنگ شد متن زیر رو بخون.
.
.
.
.
.
.
.
ای کلک! چه زود دلت واسم تنگ شد!
love struck

 


خواستم ازت تشکر کنم وبگم به تو افتخار می کنم. چون تو تنها کسی هستی که هیچ وقت منواز سر کار گذاشتنت ناامید نمی کنی

 

 

 این اس ام اس رو تا حالا واسه هیچ کس نفرستادم ...
...
...
...
پس واسه تو هم نمی فرستم
big grin
 

 

نمی دانم تا کدامین طلوع زنده خواهم ماند و در کدامین غروب خواهم رفت... اما دوست دارم تا اخرین لحظه بودنم تو را سر کار بگذارمbatting eyelashes

 

سلام عزيزم... مي دوني چه بلايي سرم اومده؟ پليس منو به جرم "زشت ترين" شهروند ايراني گرفته... جون هر كي كه دوست داري بيا و بهشون نشون بده كه دارن اشتباه مي كنن

یه روز 2 تا جوجه عاشق همدیگه می شن اما وقتی بزرگ شدند هردو خروس شده بودند...
پس تا جوجه ای عاشق نشو!
shame on you

 

طلوع آفتاب رحمت و عدالت، مهدي موعود را تبريك عرض می نماییم.
به اميد روزي كه تمامي SMSهاي جهان 1 جمله باشد: مهدي آمد
 

هر وقت پيشم نيستي دلم برات تنگ مي شه... هر وقت هم که پيشم هستي دلم برات تنگ مي شه...
اي مردشورتو ببرن که بود و نبودت يکيه!
 

 صداقت خواستم داشتی، مهربانی خواستم داشتی، عشق خواستم داشتی،
قور قوری جون گل کاشتی! هر چی که خواستم داشتی!
تقدیم به قورباغه ی زندگی من (مربوط به تبلیغ خمیردندان داروگر)

یه توپ دارم قلقلیه. موی سرم فرفریه. اس ام اس جدید نداشتم سرت کلاه گذاشتم
 

 زندگي را از تو نام برده اند !
ز : زاويه نگاه تو
ن : نواي كلام تو
د : درگاه ابروي تو
گ : گيسوي پريشان تو
ي : يارو سر كاري!
 

 از شاهكارهای ادبيات: يكي بيد يكي نبيد، 3 تا درخت بيد كه 2 تاش بيد بيد، يكيش بيد نبيد، اوني كه بيد نبيد، وسط اون دوتا كه بيد بيد بيد!
 

بيبنم اگه يه روز از خواب بيدار بشي ببيني اون که دوستش داري گذاشته رفته...
صبحونه چي مي خوري؟

 «ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها»
گزيده‌اي از كنسرت يكي از استاتيد بزرگ موسيقي ايران!

تمام گلهای خوشبوی دنیا رو هم به پات بریزم، بازم کمه. چون پاهات خیلی بو میده!

لپتو بیار جلو
1
2
3
4
5
تا 100 هم بشماری از بوس خبری نیست!

 آلبرت انيشتين ميگه: عشق مثل ساعت شني ميمونه همزمان كه قلبتو پر مي كنه مغزتو خالي مي كنه.
البته واسه اونايي كه مغزشون پره! تو راحت باش...

زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذردو قلبها گرامی تر از آنند که بشکنند فردا طلع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم پس بیایید کارت سوختمان را به یکدیگر بدهیم.kiss
 

 اس ام اس مخصوص نيمه شب: بچه ها مي گن تو اهل سينمايي ... ما سر يه چيز دعوامون شده ... مگه راکي همون رمبو نيست ؟!؟ البته اگه خوابي لازم نيست الان اس ام اس کني، فردا صبح هم بگي مشکلي نيست. ولي ما رو بي خبر نذار.

 خيلي وقته كه مي خوام يه چيزي بهت بگم ولي تاحالا روم نشده. گفتنش برام خيلي سخته:
د . . . . . . . . . . . . . . . . دو . . . . . . . . . . . . . . . . دوس . . . . . . . . . . . . . . . . دوسه ليتر بنزيِن داری به من بدي؟

يه خره عكس خودشو توی آب مي بينه. ميگه چقدرشبيه اوني ام كه داره اين SMS رو مي خونه!

 لوتی ترین اس ام اس سال: زنگ در خونتم هر کس تو رو بخواد باید منو بزنه
oh go on
 

ميدوني من دوستت دارم، من عاشقتم، مي ميرم برات، مي بوسمت...
...
...
...
چند تا ميم داره؟؟؟

ببببببااااا آااابببب ددددااااد {به پا لال از دنیا نری خدا شفات بده}

 

الهي من خورشيد بشم تو ماه...كه تا قيامت ريختتو نبينم
 

به اندازه ي تمام گوسفندهاي جهان دوستت دارم.
قربانت، چوپان دروغگو!
 

خیلی ماهی
...
...
...
بخور، چون امگاسه داره!
 

اگه دیدی کسی محکم بهت لگد زد ناراحت نشو، چون خیلی توپی!

پنج راه حل براي خوشحال بودن : 1- داشتن يک دوست خوب مثل من 2- داشتن دوستي مثل من 3- فقط داشتن من 4- داشتن من 5- من

اس ام اس مخصوص نيمه شب: سلام اس ام اس زدم بگم نماز يادت نره 4 ساعت ديگه بايد بيدار شي!


(در پي اعتراض مردان به مسيج «طرز تهيه مرد»)
طرز تهيه زن:
...
...
حيفه كه اين همه مواد حروم بشه!
oh go on

لبخند رو هیچ وقت ترک نکن حتی وقتی که ناراحتی چون افسردگی خیلی خطرناکه حسن! ممکنه که داغون بشی حسن! نیشتتو ببند حسن!

سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم... راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول کرده بود، مي خواستم بپرسم... مي خواستم... اصلا ولش کن. بزار براي بعد، خوب؟
(
اس ام اس مخصوص نيمه شب) - فرستنده: الهه

خوابي؟ مي خواستم sms بدم. باشه بعد مزاحم ميشم...
(اس ام اس مخصوص ساعت1-3 شب)
 

این اس ام اس رو وقتی دوروبرت کسی نیست بخون. اگر هم عجله داری برو یه جای خلوت و تنهایی بخونش
...
...
پشت سرتو بپا
...
...
کسی نیست داری می خونی؟
...
...
خوب خدا را شکر کسی نیست ببینه سرکاری!
 

پیف... اه اه اه... چه بوی گندی... خفه شدیم... چه خبرته؟ مگه چي خوردي؟
!حمیییییییییییید
(تبلیغ كنسرو لوبیاي تبرك!)
فرستنده
اس ام اس: نگین

ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است

مي نويسم (( د ي د ار )) تو اگر بي من و دلتنگ مني ... يك به يك فاصله ها را بردار

عشق ماندگار هرگز بر جاذبه ي جسماني ميان شما و معشوق که همواره در حال تغيير است متکي نيست .عشق واقعي از روح شما نشات مي گيرد. اين نوع عشق ناب هنگامي که خود را در دل و جان ديگري مي يابيد شکل مي گيرد

زندگي آن قدر عجيب نيست که شما تصور مي کنيد
زندگي آن قدر عجيب است که شما نمي توانيد تصور کنيد

عشق را رنگ آبي زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردي را سياه، دروغ را سفيد، ولي نمي دانم چرا به تو كه مي رسم نمي دانم مهرباني چه رنگي است!

صميميت يعني: احساس ايمني کردن در افشاي حقايق در مورد خودمان، در مواقع بحراني. اگر جوي ايجاد شود که دو نفر آزادانه حرف دلشان را با هم بزنند، در اين صورت مانع پيش رويشان از بين مي رود.
مري آن ويليامسن

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت
بيچاره از اين عشق سوختن آموخت
فرق منو پروانه در اينست
پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت

تنها فرق بين موفقيت و شکست، نوع نگاه است.

ويرانه نه آنست که جمشيد بنا کرد
ويرانه نه آنست که فرهاد فرو ريخت
ويرانه دل ماست که با هرنگه تو
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت...

مهم بودن خوب است، ولي خوب بودن مهم تر است

زندگي با همه وسعت خويش محمل ساکت غم خوردن نيست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست زندگي رفتن و راهي شدن است زندگي جنبش راهي شدن است. از سر آغاز وجود تا جايي که خدا مي داند

انتظار درد آور است. فراموشي دردآور است اما بي تصميمي از هر رنجي بد تر است.

دوست داشتن بهترين شکل مالکيت است و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن

براي‌ فرد سالم، دوست‌ داشتن‌ عيب‌هاي‌ ديگري‌ بزرگترين‌ دليل‌ عشق‌ است.
«ميرا اثر کريستوفر فرانک‌»

 قلب آدم مثل جزیره دور افتاده است اینکه کسی واسه

اولین بار پا به این جزیره می گذاره مهم نیست مهم اون

کسی که در جزیره می مونه و نمیره
 

************ ***
يکي از بهترين ها مي گويد:
 اگر کسي واقعاً يکي را دوست داشته باشد،
 بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش،
 پس مواظب خودت باش.
| +| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 توسط کامی  |   |  ارسال به دوستان
 
اس ام اس
سلام من کامرانم میخوام ماه رمضون رو به همه تبریک بگم و چندتا اسام اس براتون بزارم

party سلام بچه ها يه خبر فوري: بالاخره من هم زن گرفتم... يه هم زن برقي!droolingbig grin

 

دوست دارم زندگي مانند سفري باشد، همسفرم همسري خوب و مهربان باشد، مناظر زيباي جاده خاطرات قشنگ زندگي باشد، و اگر قرار است مرگ مقصد ما باشد، دوست دارم که زيبا و با هم باشد...
اما چه سود چند کيلومتري بيشتر نمي تونيم بريم، چون کارت سوختمون تموم شد!
hee hee

تو جیغ زدی ویغ زدی جادو بودی دود شدی بالا رفتی تار شدی پایین اومدی پود شدی پیر شدی گریه شدی جوون شدی خنده شدی خان شدی بنده شدی خروس سرکنده شدی میوه شدی هسته شدی امید شدی یاس شدی ستاره نحس شدی ... خلاصه آدم نشدی !

دوستت دارم قد یه بشكه بنزین، خاطرخواتم قد یه پمپ بنزین، روز تولد تو بهترین